حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
41
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
انگليسى از اويس ميرزا رسيده بود كه ، مردم شهر شيراز به تحريك ظل السلطان و رياست بيگلربيگى ، بر قوام الدوله شوريدهاند . من هم چون همشيرهام زن قوام الدوله است ، محصورم و تشويش جانى هم داريم . از تلگرافخانهء ايرانى ممنوع به مخابره هستيم ، ولى انگليسها قضيه را راپرت دادهاند . معتمد الدوله به حسام السلطنه گفت ، از بخت بلند تو اين اتفاق افتاده است و قطعا تو را به فارس مىفرستند . ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك چون مردود قوام الدوله بود ، به بهانهء حساب در تهران توقف داشت . فرستادند او را هم آوردند و آراء بر اين قرار گرفت كه ، منتظر نتيجهء راپرت انگليسها شوند . شاه به طرف فيروزكوه رفته بود . راپرت را هم به آنجا برده بودند و شاه به سپهسالار دستخط كرده بود كه ، علاج اين كار ، حكومت و مأموريت حسام السلطنه است . سپهسالار جواب عرض كرده بود كه ، احتياج به حسام السلطنه ، او را مغرور و بدهوا مىكند . فرستادم قنبر على خان سعد الدوله را آوردند و تعهد كرد كه برود و اصلاح كند . باز دستخط رسيده بود كه ، فتنه بزرگ شده است و به خود ظل السلطان هم سرايت كرده است و ناچار بايد حكومت تغيير كند . اگر هم بايد سعد الدوله برود ، به دستور و از جانب حسام السلطنه باشد . حسام السلطنه و مأموريت فارس 1282 قمرى فردا قبل از ظهر رقعهء سپهسالار رسيد كه شاهزاده عاجلا برود نياوران . شاهزاده رفت . من هم همراه بودم و رفتيم منزل سپهسالار . سپهسالار با كمال دلتنگى تفصيل را گفت و شاهزاده اظهار بىاطلاعى كرد . گفت ، سعد الدوله را هم مأمور كردهايم براى اصلاح . شاهزاده جواب داد كه ، اگرچه لازم نبوده است و نيست ، ولى چون نوكر بزرگ دولت است ، رفتن او را موقوف نكنيد . بيايد مرا ببيند ، دستورالعمل او را مىدهم . هاشم خان فراشباشى خودم براى نظم و اصلاح كافيست . او را براى نيابت موقتى و استمالت مردم مىفرستيم . آمد و دستورالعمل را گرفت . من احكام و ارقام را به صوابديد مشير الملك در باغ تجريش معتمد الدوله نوشتم ، با هاشم خان فراشباشى حركت كردند و رفتند . شاهزاده فرمان و احكامى را كه مىخواست ، من فهرست نوشته و بردم به سپهسالار دادم . كارهاى دفترى با مرحوم مستوفى الممالك بود ، راجع به آنجا كرد . تتمه را هرچه شاهزاده مىخواست پذيرفتند . از تهران حركت كرديم و منزلبهمنزل رفتيم . امير اصلان خان مجد الدوله كه در اصفهان حاكم بود ، پذيرائى و احترامى فوقالعاده كرد . از منزل قمشه مقدمهء استقبال فارسىها شد . روزى كه وارد تختجمشيد مىشديم ، ناهار در باغ مرودشت صرف شد . تقريبا چهار ساعت به غروب مانده از تنگ نقش رستم كه در راه قديم تختجمشيد بوده است ، داخل جلگهء مرودشت شديم . در ابتداى جلگه كه راه به طرف تختجمشيد مىشود ، حاجى رضاى قاسى اولين مستقبل بود با دو رأس اسب عربى كه از مسقط و بحرين خريده